۱۳۸۸ آبان ۱۶, شنبه

وبلاگم ...

بعضی مواقع، داشتن یک وبلاگ که می‌دانی همه، در همه‌جای دنیا می‌توانند آن را بخوانند و می‌خوانند، مثل نفس کشیدن است. تا حالا چنین احساسی نسبت به وبلاگم نداشتم. تا حالا وبلاگم چنین پنجره‌ای نبوده. تا حالا نشده که فکر کنم: «خوب ... وبلاگ هست!» و آرام شوم. حالا ولی این احساس را دارم. وبلاگم پنجره‌ای است که بودن اکنونم را امتداد می‌دهد و پشتم را گرم می‌کند و فکر می‌کنم: «خوب ... وبلاگ هست!»

۳ نظر:

  1. آقا خبرها شنیده‌ایم! که در جریان نبوده ایم!!!

    پاسخ دادنحذف
  2. بعدا احتمالا این پست كه اخرین پست قبل از سفرته برات خاص میشه. بعد اولین پستی كه میگذاری بعدش.

    پاسخ دادنحذف
  3. من چند روز پیش داشتم به همین مطلب فکر می کردم... البته آخرش به این رسید که بعدا به کی به ارث می رسه و اینجور حرفها حتی...

    پاسخ دادنحذف