




دیروز، داشتم فکر میکردم که هر روز نوشتن راستی کار سختی است. امروز به ذهنم رسید که آدم برای این که هر روز بنویسد، باید برود سراغ کارهایی که هر روز میکند؛ که یکی از اصلیترینهایش، همان نهار و شام خوردن است. کافی است آدم هر روز از غذایش عکس بگیرد و از جایی که آن غذا را خورده. عجب مجموعهای میشودها!
از این نظر، اهمیت عکسهای بالا در گشایش یک ژانر جدید معلوم میشود. آن عکسهای دیگر از خیابان و دانشگاه این منطقه دیگر فقط محض خالی نبودن عریضه است ... اگر چه در مورد عکس آخری، آن تاریخ قرن هفدهمیاش واقعاً مرا تحت تأثیر قرار داد!

bonne idea!
پاسخ دادنحذف