
یکی از رؤیاهایم این بود که بتوانم برای دیدن هر ملتی و هر فرهنگی، چند ماهی میانشان زندگی کنم. گرچه در هر سفر توریستی نهایت سعیم را کردهام که زوایای غیر توریستی سرزمین را بشناسم، تا حالا این کار به طور کامل ممکن نشدهبود ... تا الآن، که وسط یک شهر کوچک کاملاً تیپیک انگلیسی، در یک خانهی انگلیسی و با یک خانوادهی انگلیسی قرار است چند ماهی بمانم!
نگاهی به این تصویر بکنید ... هوای مه گرفته و ابری، قبرستانی با سنگ قبرهایی بینام و نشان ... چه کسی میتواند اینجا به جادو و روح اعتقاد نداشتهباشد؟! این کلیسا وسط شهر است؛ ولی من اعتراف میکنم که شخصاً جرأت ندارم در تاریکی شب به اینجا بیایم!
پ.ن: اگر به سرزمینهای کفار میروید، هرچه را فراموش میکنید، آفتابه را فراموش نکنید! توصیههای ایمنی را جدی بگیرید!

تصویر را نمی توانم ببینم چون فیلتره، اما بهت اعتماد می کنم و تصور مناسبی می کنم.
پاسخ دادنحذفاما بعد اینکه مراحل تهیه یک آفتابه مدرن. مواد لازم یک پوند پول و یک میخ...ابتدا یک عدد آب معدنی کوچک می خرید. بعد آب آن را می نوشید. داخل دربش یک سوراخ کوچک ایجاد می کنید. حالا شما یک آفتابه دارید که هم قابل حمل است و هم می تواند فشار مناسبی از آب را ایجاد کند... بطری را قبل از آغاز مراجعه پر و پس از آن خالی کنید. یک موقع فکر نکردید آن سوراخ برای پرکردن بطری باشد که؟
تجربه های ملت را جدی بگیرید.
بابا شما انگار خانوادگی با فشار آب مشغولیت ذهنی دارید....
پاسخ دادنحذفبذار یه چند ماه بگذره دکتر! اونوقت عمرن توالت فرهنگی رو با صد تا توالت ملی عوض نمیکنی!
پاسخ دادنحذفحالا گذشته از این حرفها! تو هنوز بعد از هر کار بزرگ میری حموم؟!!!
صادقانه بگم ... یه مرکز ورزشی پیدا کردم که توش توالت و حموم بغل همه. اون جا ثبت نام کردم فقط به همین دلیل!!
پاسخ دادنحذفچه جوری عوض نمیکنم؟ جان من تو چیکار میکنی رضا جان؟ با دستمال کاغذی؟!!
بعله! سال دیگه همین موقع ازت سوال میکنم کدوم بهتره به نظرت!!
پاسخ دادنحذفالبته استراتژی تو هم بد نیست! با هر اجابت مزاج یه نرمشی هم میکنی!!